السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )

107

ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )

شامل اصطلاحاتى است كه در قرون بعدى و به سبك و طرز جديد پيدا شده است ، مانند جمله‌هاى زير در نخستين خطبه‌هاى نهج البلاغه . « و كمال توحيده الاخلاص له ، و كمال الاخلاص له ، نفى الصّفات عنه ، لشهادة كلّ صفة انّها غير الموصوف و شهادة كلّ موصوف انّه غير الصّفة ، فمن وصف اللّه سبحانه فقد قرنه ، و من قرنه فقد ثنّاه ، و من ثنّاه فقد جزّاه و من جزّاه فقد جهله . . . ! » . پاسخ پاسخ اين ايراد از آنچه قبلا گفتيم روشن مىشود . زيرا گفتيم كه دانشمندان متأخر هنگامى دانش خود را توسعه دادند كه با اين سخنان بزرگ و حكيمانه برخورد نمودند و اصطلاحاتى از قبيل « كيف » و « اين » را برگزيدند ، و اين نيز بعد از آن بود كه به مبادى آن اصطلاحات در سخنان امام ( عليه السّلام ) آشنا شدند ، زيرا اين سخنان را بعد از پيدايش اين اصطلاحات ، به امام ( عليه السّلام ) نسبت داده‌اند : بدليل اين كه امثال اين مبادى در احاديث پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) و سخنان فصيح عرب نخستين زياد آمده است . كدام عاقل است كه بتواند چنين جمله منظمى را بسازد ، و بعد آن را به ديگرى نسبت دهد ؟ ! اگر كسى چيزى از اين اصطلاحات را بعد از تاريخ پيدايش آنها به امام ( عليه السّلام ) نسبت دهد حتما مىبايست از اصطلاحات زير نيز در آنها آمده باشد ، از قبيل : ( 1 ) « ماهيّت » كه كلمه‌اى است از ( ماهى ) ساخته شده است . ( 2 ) « لميّت » كه از كلمه ( لم ) ساخته شده است . ( 3 ) « هيولى » كه از كلمه ( هى الاولى ) ساخته شده است .